|
|
اون روز به همه ی مساجدی که اعتکاف برگزار می کردن سر زدیم اما همه جا پر شده ، دیگه واقعا نا امید شده بودیم و ... یه هو یاد یکی از دوستام افتادم سریع براش زنگ زدم اما هیچ امیدی نداشتم .... خیلی راحت گفت: میتونید بیاید اسم بنویسید ، باورم نمیشد ، چند بار ازش پرسید ، حتی بعد از قطع کردن گوشی دوباره براش زنگ زدم و گفتم مطمئنی ؟؟؟ از حال و هوام خندش گرفته بود ...

بالاخره روز میعاد فرارسید ، اولین باری بود که میامدم اعتکاف ، قبل از اذان مغرب خودمون رو رسوندیم مسجد ، اما هیچ کس نبود ، حسابی جاخوردیم و فکر کردیم نکنه جای دیگه ای برگزار میشه اما بعد اینکه یه چند جایی زنگ زدم فهمیدم باید بعد اذان میامدیم ، خدارو شکر تونستیم نمازمون رو توی مسجد بخونیم .
کم کم بچه ها از راه رسیدن ...
اون شب یه نماز دو رکعتی رو باید می خوندیم ( توی هر رکعت : سوره حمد ، یس ، ملک و توحید ) ، شب اول دو رکعت بود ، شب دوم 4 رکعت و شب سوم همان نماز می شد 6 رکعت. " خنده داربود تقریبا یک ساعت طول کشید تا دو رکعت شب اول رو خوندم ، خدایش نمی دونستم فردا شب می تونم دوام بیارم و نماز رو بخونم !!!!
فکر کنم توی اون حال و هوا فقط من بخاطر نماز نگران بودم،آخه می ترسیدم کم بیارم ،( دوستان شوخی می کردن و می گفتن برو زودتر نمازت رو بخون ، چهرت بعد نماز دیدنیه ، بهشون گفتم: ناشکری نمی کنم فردا شب میشه 6 رکعت + 30رکعت دیگه.... )نمی دونم چی شده بود اما شب دوم خیلی راحت تر نماز رو خوندم و انگار انرژی زیادی وجودم رو پر کرده بود .
هر شب تا سحر بیدار بودیم اما خیلی وقت کم میاوردیم ، شاید اگه کمتر از خاطرات راهیان صحبت می کردیم .... ولی خوبیش این بود که تک تک بچه ها رو به یاد آوردیم و سر نماز براشون دعا کردیم ، اون شب دلم هوای مشهد رو کرده بود، ساعتای 2 به امام رضا (ع) زنگ زدیم کلی باهاش صحت کردیم ، حال عجیبی بود ، خیلی دلمون می خواست یه بار اعتکاف بریم حرم امام رضا (ع) ، یعنی میشد!!!!
شب سوم ....
همه چیز خیلی زود تمام شد ، درونم آشوب بود ، گریه امانمون رو بریده بود، فکر اینکه فردا شب دیگه اونجا نیستم دیوانم کرده بود ، دوباره به امام رضا (ع) زنگ زدم ، آقا جان اعتکاف امسال هم تمام شد ، دلم هوای حرمتون رو کرده ، دلم می خواد بیام اونجا تا، برات کربلا ازتون بگیرم ، شاید اگه شما برامون دعا کنید امام حسین (ع) دلش برامون بسوزه و ...
وقتی نماز مغرب تمام شد به همه نفری یه قرآن دادن و گفتن همه کسانی رو که آمدن اینجا اعتکاف ، میبرن مشهد...
یا امام رضا(ع) ، در حسرت دیوانگی دیروز گم شدم
دلم کبوترشده و آمده حرمتون زیارت ، هواش رو داشته باشید ...
برچسبها:

