چند روزی است که دلتنگی امان را بریده

دلتنگی که بوی بین الحرمین می دهد

نمی دانم

تا کی ادامه خواهد داشت

نمی دانم آرام گرفتنش را

دست بر خاک کربلا و شلمچه می گذارم تا کمی وجودم آرام گیرد

اما ...

خداوندا

حال مرا بهتر از خود من می دانی

عطش درونم را می بینی که  هر لحظه ناله سر می دهند

دستانم را رها نکن ،

می دانم سرمایش بیش از آن چیزی است که تصورش را می کردم

اما  

  گرمای وجودت را باور دارم

تنهایم نگذار...

 

 



تاريخ : یکشنبه 04 فروردین 1392 | 01:24 | نویسنده : mehr | ارسال نظر(0)

 

سلام به همه ی بازدید کننده های عزیز
روز 25 اسفند 1391 وبلاگ اتوبوس شماره 8 یکساله شد. قبل از تولد وبلاگ هزار تا نقشه داشتم براش اما حالا....
دوستای خوبم وبلاگمون یکسال و یک روزشه تازه داره راه میفته ، دستشو بگیرید که نیفته البته شهدا یه دستشو گرفتن و همیشه همراهشن.
تولدت مبارک وبلاگ عزیزم .

 



تاريخ : شنبه 26 اسفند 1391 | 12:03 | نویسنده : mehr | ارسال نظر(4)

سلام به همه ی دوستای تازه نفسمون که بوی شلمچه و طلائیه میدن . امیدوارم قدر لحظه هایی که پشت سر گذاشتید رو دونسته باشید و مثل ما الان حسرتش رو نخورید.

دوستای خوبم من نتونستم امسال همراه شما باشم و می دونم به قول دوست خوبم سیب مشکل از گیرنده هام بود. لطفا دلخوشم کنید به خاطرات زیباتون که تو این چند روز داشتید .برام تعریف کنید کجا رفتید ؟ حال و هواتون چطور بود ؟ بازم شهید گمنام دیدین؟ از غروب شلمچه و هوای طلائیه بگید. امسالم هوای فکه طوفانی بود ؟؟؟

منتظر نوشته های قشنگتون هستم.

یاعلی



تاريخ : شنبه 26 اسفند 1391 | 11:21 | نویسنده : mehr | ارسال نظر(6)

 

 

ما شهید را پرچم پیروزی می دانیم و به آن مفتخر هستیم.

 

 

حجت الاسلام نیازی :

یکی از مسئولان نظامی دستور تصرف مکانی را صادر کرده بود. گرچه حق با او بود، اما شیوه اقدام قانونی نبود. سازمان قضایی نیروهای مسلح گزارش حادثه را تنظیم و خدمت رهبر معظم انقلاب ارسال کرد. ایشان در زیر آن گزارش، مرقوم فرمودند: با متخلف برخورد کنید ولو پسر من باشد.



تاريخ : جمعه 25 اسفند 1391 | 18:45 | نویسنده : عشق خرم شهر | ارسال نظر(0)

سلام بچه ها

دیشب ساعت 6 رسیدم زاهدان

واسه همتون دعا کردم



تاريخ : چهارشنبه 23 اسفند 1391 | 12:03 | نویسنده : عشق خرم شهر | ارسال نظر(2)

دلتنگم ... دلتنگ شهدا ...

بنويس شهيد و بعد برو سر سطر ...

همانجا كه نخل هايش بدون سر نماز مي گزارد و بيدهاي مجنونش به سمت شرجي افق در اهتزازند ؛

از اين خط به آن خط ،

از اين خاكريز به آن خاكريز ،

از اين سطر به آن سطر ،

حالا ديگر اين همه شهيد را كلمه ها تشييع مي كنند.

اصلا اين خط آخر ندارد.

بدون معطلي به جاي نقطه ، اشك هايت را بگذار و برو ....

آسماني ها كمي آهسته تر ،

يك كبوتر ، جامانده است

 

بچه درست 24 ساعتی هست که از منطقه برگشتم گاهی فکر میکنم نباید برم این جور جاها چون دلتنگیش دیوانه وار ه وبتر اینکه هیچ کس حال منو نمی فهمه دلتنگم

 دلتنگ ان خاک غریب که هر قد نگاه میکنی انتهای دلتنگیهایم را  نمی فهمی



تاريخ : یکشنبه 13 اسفند 1391 | 22:11 | نویسنده : شرمنده شهدا | ارسال نظر(2)

 سلام به همه همسفرای اتوبوس هشتیم. چه زود عمر دوستی و انسمون با هم و با این وبلاگ داره یکساله میشه.

عمر آدمها چقدر سریع میگذره... و ما غافل...

این چند روز بنر های مشابه این رو تو گوشه کنار دانشگاه ها میشه ببینی:

ثبت نام اردوهای راهیان نور91 شروع شد؛ از دانشجویان علاقمند تقاضا می شود هرچه سریعتر....

هرچه سریعتر عهد و پیمانی که سال پیش تو همین زمان با خودشونو شهدا بستن یادشون بیارن

تقاضا میشه هرچه سریعتر گرد و غبارهای دلشونو بتکونن

تقاضا میشه حالو هوای پارسالشونو، شور و اشتیاقی که داشتن رو بیاد بیارن

تقاضا میشه هرچه سریعتر دفتر دلنوشته هاشونو ورق بزنن و قسمتهایی رو که با خط درشت نوشتن "کاش سال بعد هم قسمتم بشه بیام جنوب" رو دوباره و سه باره باصدای بلند و شمرده بخونن...هرچه سریعتر جهت ثبتنام اقدام کنن. ظرفیت محدود است...

 

اتوبوس هشتیاااا فردا (یکشنبه)آخرین روز ثبتنامه

18م اعزامه و ما...

 

التماس دعا دارم از همه(حلالم کنین)



تاريخ : شنبه 12 اسفند 1391 | 22:25 | نویسنده : sib | ارسال نظر(0)

سلام بر تمام بچه های اتوبوس 8

دارم میرم خرمشهر

خیلی خوشحالم

اصلا نمیتونم حسمو بیان کنم فقط میتونم بگم تو فکر خرمشهر و حس و حالی که شما میگفتین و من وقتی میخوندم آه میکشیدم بودم در همین حین صدای پیامک گوشیم اومد با این محتوا که برای رفتن به قدمگاه شهدا اسمم دراومده و بعد از چند بار خوندن عین بچه ها که بهشون اب بنات چوبی میدن بالا و پایین میپریدم و از خوشحالی اشکام سرازیر شد.

خیلی خیلی خیلی خیلی خوشحالم

در ضمن مطمئن باشین برای تمام شما دوستان خوبم دعا میکنم

خدایا ممنونم ازت که منو به آرزوم رسوندی

حلالم کنید



تاريخ : چهارشنبه 09 اسفند 1391 | 20:44 | نویسنده : عشق خرم شهر | ارسال نظر(2)

 

سلام برهمه ی دوستان عزیز.

کم کم کاروانهای مناطق عشق ودلدادگی جنوب رو دارن اعزام میکنن.

خیلی ازوستانم رفتن وخیلیهاشنبه12میرن

ولی دوستان هیئتی هنوز نرفتن!!!!!!!چون لحظه سال تحویل صفاداره توشلمچه باشی!!!!!

اما:

ماجراي نمكدانهايي كه مي خواهند بشكنند: اما امروز بايد از سردمداران غرب پرسيد چگونه شكرگزاري نعمات مي كنيد؟ اما قبل اينكه آنها پاسخي داشته باشند بايد توجه همه را جلب كرد به كشتن ميليونها مسلمان و غارت مال، جان و ناموس آنها توسط غرب امروز به سردمداري آمريكا.

آري نمك اسلام را خوردند، فربه شدند و امروز مي خواهند سر اسلام را ببرند كه البته اين آرزو را به گور خواهند برد و نهايتا دين كامل و اسلام رسول اعظم محمد بن عبدالله (ص) جهان را خواهد گرفت و روزي خواهد رسيد كه همه مسلمان مي شوند و ما با اين روند رو به رشد اسلام گرايي در جهان به سردمدارن غربي توصيه مي كنيم قبل از اينكه پشيمان شويد دست از جناياتتان برداريد و بدانيد با پرت كردن مشتي خاك به سمت خورشيد نور آن كاهش نخواهد يافت و سرانجام سياهي از آن زغال است. اما متاسفانه در اين ميان مردمي ضرر مي كنند كه تحت تاثير بازيهاي سردمداران خود از حقيقت باز مي ماند.

البته در پايان ما به عنوان ملت هاي مسلمان بايد از خود سئوال كنيم كه چه كرديم؟ يا چه نكرديم؟ كه امروز اينگونه غربيان در مناطق ما جولان مي دهند كه اين نيز در جاي خود لازم به بررسي است ولي مطمئنا راهي كه امروز مسلمانان براي بازيابي عزت گذشته مي روند كه به بيداري اسلامي تعبير مي شود، بهترين راه است زيرا ديو چو بيرون رود فرشته درآيد.

و اين نكته را نيز بايد توجه داشت كه پيش از آنكه از مظلوم سئوال شود(كه آيا تن دادن تو به ظلم سبب ادامه و گسترش آن شد) بايد يقه ظالم گرفته شود و ظالم مورد سئوال و محاكمه واقع شود.

والسلام عليكم 



تاريخ : چهارشنبه 09 اسفند 1391 | 11:38 | نویسنده : komeil | ارسال نظر(0)

تقدیم به پلاک و تمام کسای که دلشون تنگ شده 

آی شهدا و ما رو قابل بدونید و دعوت کنید که امسال بیایم.

بیایم تا دوباره اشک های ناقابلمون رو برزیم رو خاکی که هنوز که هنوزه متبرکه به جای پای قدم های شما!

 

آی شهدا خسته شدیم از این دربه دری ! از این دو رویی ! از این همه فسادی که تو جامعه هست !

 

خوش به حالتون ، الان در جوار ارباب (ع) نشستید و ما بیچاره ها رو نظاره می کنید که چطور تو منجلاب زندگی گیر کردیم و نفسمون نمی ذاره آسمونی بشیم.

 

آی شهدا دست دلمون و بگیرید و بیارید ما رو پیش خودتون .

آی شهید بهرامی با شمام ، آی شهید پورمشیر با شمام ، آی شهید برغمدی ، شهید حسنلو ،

شهید حاج امینی ، شهید حبیبی ، شهید جوادیان فر ، شهید عسگری باشمام ... بخونید ما رو ، ما

رو دعوت کنید ...

و دلم زمزمه می کنه :

السلام عليكم يا اولياء اللّه و احبائه

السلام عليكم يا اصفياء اللّه و اودائه

السلام عليكم يا انصار دين اللّه

السلام عليكم يا انصار رسول اللّه

السلام عليكم يا انصار اميرالمومنين

السلام عليكم يا انصار فاطمه الزهراء سيده نساء العالمين

السلام عليكم يا انصار ابيمحمد الحسن بن على الزكى الناصح الامين

السلام عليكم يا انصار ابي عبداللّه

بابى انتم و امى طبتم و طابت الارض التى فيها دفنتم و فزتم فوزا عظيما فياليتنى كنت معكم فافوز معكم .


... و شلمچه گفت :




“قدمگاه شهیدان است اینجا، محل رشد ایمان است اینجا؛

کسی که انس با این خاک دارد، برایش کعبه جان است اینجا؛



تاريخ : جمعه 04 اسفند 1391 | 02:00 | نویسنده : شرمنده شهدا | ارسال نظر(7)