|
|
دلتنگم ... دلتنگ شهدا ...
بنويس شهيد و بعد برو سر سطر ...
همانجا كه نخل هايش بدون سر نماز مي گزارد و بيدهاي مجنونش به سمت شرجي افق در اهتزازند ؛
از اين خط به آن خط ،
از اين خاكريز به آن خاكريز ،
از اين سطر به آن سطر ،
حالا ديگر اين همه شهيد را كلمه ها تشييع مي كنند.
اصلا اين خط آخر ندارد.
بدون معطلي به جاي نقطه ، اشك هايت را بگذار و برو ....
آسماني ها كمي آهسته تر ،
يك كبوتر ، جامانده است
بچه درست 24 ساعتی هست که از منطقه برگشتم گاهی فکر میکنم نباید برم این جور جاها چون دلتنگیش دیوانه وار ه وبتر اینکه هیچ کس حال منو نمی فهمه دلتنگم
دلتنگ ان خاک غریب که هر قد نگاه میکنی انتهای دلتنگیهایم را نمی فهمی
برچسبها:
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 13 اسفند 1391 توسط شرمنده شهدا

